حزب خران در انجمن ادبی

خرید بک لینک

همطویله همطرازم، همدم درد نیازم،خردبیر چاره سازم قامت چون سرو نازوقد رعنایت بنازم،گر وجود بی مثالت شد که ما را این چنین حزبی به پا شد.افتخار ما خران وکره خر های خداشد.وانگهی هرآنکه بوداز عاقلی وعادلی وعالمی ومردم فهمیده وسنجیده ای ،عضو این حزب از یمین از یسار شد.چون من جز کینه وبخل وفساد وکبر وخود خواهی وخوی نا پسند مردم آزاری ندیدم زآدم بد فطرت وکم عفت وبی آبرو .شد زبانم لال و موهای سرم یال وقد رعتای من خم گشت ونام نامیم مال، کت وشلوار من پالان شد کفشم سم وعین کمر بندم مثال رو نکی گشت کراوات حقیر افسار شد.

الغرض از اینکه الاحقر ندیدم اندر این حزب خران جز پاکی ویکرنگی وصدق وصفا وصلح وآزادی وهم مهر ووفا را،از خر شیطان پیاده گشتم ودین ودل وایمان خود با عالم خران کردم موافق حالیا خر هستم وجانم در این ره نثار شد.

..................................................................................................................

1ــ این شعر در صفحه مخصوص حزب خران در مجله هفتگی توفیق به چاپ رسید . توضیح اینکه حزب خران حزبی انتقادی ،سیاسی بود از رضاشاه پهلوی از 1302 منتشر می شد ودر تیر ماه 1350 توقیف شد.هر کس تمایل به عضویت در حزب خران را داشت باید مقاله یا شعری به مناسبت بفرستد تا در صورت پذیرش آن چاپ  ودر مجله توفیق به عضویت پذیرفته شود.

متن فوق احتیاج به شرح ندارد زیرا نویسنده بطور جدی وبدون اینکه شوخی یا طنزی در کار باشد حاضر است جان خود را فدا ی خر شدن بکند.وطی مراحلی با خود سازی، دین و ایمان خود را فدای خربودن کرده است.[خسته نباشی پهلوان] در واقع در این متن نویسنده داشتن دین وایمان را شیطانی دانسته وهر صفتی بدی که وجود دارد را به انسان نسبت داده حتی یک نفر را هم استثنا نکرده است.که بگوید این آدم از این صفت های بد مبرا است.

در زیر نویس اشاره به سال 1302[شمسی]«1» یعنی  تاریخ بوجود آمدن حزب خران کرده وگفته حزب خران برای انتقاد به رضا شاه بوجود آمده ودر سال 1350 توقیف شد؟!!! متوجه نشدم منظور همان رضا شاه است که« داور»که در سمت های وزیر مالیه ،وزیر معارف (فرهنگ) ووزیرعدلیه وسمت های مهم دیگر به رضاشاه خدمت کرد فقط به خاطرتفاوت نظر یا انتقاد به رضا شاه، مجبور به خود کشی شد. ونوکر دیگر رضاشاه یعنی تیمورتاش دومین شخصیت آن زمان به دستوررضاشاه زندانی وبا زهر کشته شد. آیا منظوز همان رضا شاهی است که فرخی یزدی وعشقی  را به خاطر اشعارشان با آمپول هوا وگلوله به زندگیشان خاتمه داد .یا شهید مدرس را به فجیع ترین روش  شهید کرد.وبه قتل رساندن هزاران بی گناه دیگر. ولی نوبت به حزب خران که می رسد ناز این جماعت را می کشد.   ببینیم تاریخ در مورد حزب خران وتاسیس آن چه می گوید.

دکتر محمد علی سلطانی که حد اقل دارای هفت لوح تقدیر از جمله ،لوح تقدیروتندیس چهره ماندگار ولوح تقدیر وتندیس بلورین نفر اول چهره تاریخ در کتابی بنام «احزاب سیاسی وانجمن های  سری در کرمانشاه نشر سها در 624 صفحه سال 1378» می نویسد«بنیان گذار این حزب در کرمانشاه «کلنل فیلچر»  نماینده نظامی دولت انگلیس... »وادامه می دهد که ساختار حزب خران شبیه ماسونی(فراماسیون) می باشد ومعدودی از اشراف ومَلاک اعضای حزب خران بودند. .بوجود آورنده این حزب یعنی «فلیچر» با مَلّاک واشرافی که اعضای حزب بودند می رفت مابین عشایر ودستور مسابقه «خر» سواری می داده ،وبرای تشویق ،هم خودش جایزه میداد. هم از طرف کنسولگری ؟!!! ولی عشایر با دید تمسخر به این مسابقه نگاه می کردند زیرا عده ای از عشایر تعلیم نبرد تن به تن وسوار کاری در میادین را تجربه کرده بودند بادید حقارت به «کلنل فیلچر » ومسابقه اش نگاه کرده اصلاً برای تماشا کردن هم شرکت نمی کردند .عده ای از جوانان بی تجربه یا کم تجربه برای تفریح در این مسابقه شرکت می کردند.در هر حال حزب خران با اختلاف نظر هایی که وجود دارد می توان گفت در سال 1321یا 1322  توسط نماینده نظامی انگلستان در کرمانشاه تاسیس شد.وربطی به زمان رضا شاه ندارد.این حزب فرماسیونری است نه حزب مردمی.فعالیت ماسیون ها در زمان رضاشاه کاملاً مخفیانه بود ودر زمان پهلوی دوم به آن شدت مخفی نبود وشاه با کمک فرهنگی و کمک ریالی در لژها دخالت می کرد.«به دنبال تشکیل لژ بزرگ ایران .ترکیب رهبران لژ با نظر مستقیم شاه کاملاً تغییر کرد وشریف امامی از لژ های آلمانی ،حسن امامی از لژ های  انگلیسی واحمد علی ابادی از لژ های فرانسوی در راس لژ های بزرگ ایران واقع شدند وتمام این مهره چینی ها با نظر مستقیم شاه صورت می گرفت.اردشیر زاهدی داماد شاه در خاطراتش می نویسد شرط عضویت در لژ بزرگ فرانسوی در ایران انجام لواط در حضور اعضا بود.یعنی حزب خران که توسط «کلنل فیلچر » انگلیسی بوجود امد ضد شاه نبود بلکه جاده صاف کن حمله به فرهنگ ایران اسلامی بوده واست

روز نامه جوان در مصاحبه با دکتر مدرس فقیه حقانی می نویسد ،ماسون ها همچنان در ایران فعال هستند ودر ادامه می نویسد :این ها از حوزه فرهنگ شروع می کنند تا به حوزه سیاسی یعنی نفی حکومت دینی وولایی ودر زمینه اعتقادی به نفی امامت .مهدویت ووحی برسند.یک نمونه از ده ها مورد حمله به فرهنگ اسلامی ایرانی در انجمن ادبی؟! مخابرات ؟! را در ذیل ملاحظه فرمایید.

قبلاًیکی از اعضای  انجمن ادبی  یک بیت شعر یا بیشتر روی تخته سیاه نوشته  ومنظور شاعر را برای حاضرین شرح میداد.

آنروز روی تابلو نوشته بود.

از بخل ذاتی بتر جود عارضی است........... احسان مست را نشمارند به حساب

توضیح داده شد که این شعر از صائب  است .ودر اشعار صا ئب ظرایفی نهفته که قابل توجه است.در بیت بالا صا ئب می گوید بخل ذاتی از جود عارضی بهتر است.ودر این زمینه دادسخن داد؟ در حالیکه «بخل» یک صفت مذموم و«جود» یک صفت ممدوح است واحتیاج نیست کسی در انجمن ادبی استاد با شد تا بفهمد، هرننه قمری می داند بخل بدتر از جود است.از آن گذشته شاعر به روشنی می گود بتر(بد تر) .مهمتر این که این بیت شعر از قصیده ای است در باره حضرت امام رضا علیه السلام.است ومی خواهد بگویدعقل راهنمای انسان برای درک فضایل معصومين(ع) است،و چه چيز هايي باعث زوال عقل مي شود.حال به گزيده اي از قصيده صائب در مدح حضرت امام رضا عليه السلام توجه فرماييد:

عقل ضعيف خويش نگهدار از شراب............ در زير بال موج منه بيضه حجاب

سر پنجه با شراب زدن كار عقل نيست........... عقل است شير برف وشراب است آفتاب

با عقل آنچه باده گلرنگ مي كند.................  با كاغذ سپر نكند ناوك شهاب

شير است عقل وباده گلرنگ آتش است......... رسم است شير مي كند از آتش اجتناب

چون آفتاب ،عقل زروزن بدر زند .............. در مجلسي كه دختر رز واكند حجاب

از بخل ذاتي است بتر جود عارضي ............ احسان مست را نشمارند در حساب

دل خانه خداست چو مصحف عزيزدار......... زان بيشتر كه سيل شرابس كند خراب

فردا حريف ساقي كوثر نمي شوي............. از نام مي بشوي دهنرا به هفت آب

سلطان ابوالحسن علي موسي آن كه هست.........گلميخ آستانه او ماه وآفتاب

آن كعبه اميد كه صندوق مرقدش...................گرديده پايتخت دعاهاي مستجاب

از تربت تو خاك خراسان حيات يافت ............ آري زدل به سينه رسد فيض بي حساب

غربت به چشم خلق چو يوسف عزيز شد ....... روزي كه گشت شاه غريبان ترا خطاب

از دوري  توكعبه سيه پوش گشته است ....... اي آقتاب مغرب غربت بر او بتاب

ميتوان قصيده 73 بيتي مدح حضرت امام رضا عليه السلام را به دوبخش مقدمه مدح، ومدح تقسيم كرد .قريب 30 بيت مقدمه است .كه شاعر توصيه مي كند اگر مي خواهي به آستانه اهل بيت(ع) راه پيدا كني بايد  عقل خود را تقويت كني ،وبراي تقويت عقل ،بايد از شراب پرهيز كني.البته بنظر مي رسد شاعر تمام چيز هايكه با عقل در تضاد هستند را به شكل شراب نشان داده است كه شراب هم يكي از ان ها است.در اين مقدمه شاعر مثال هاي گوناگوني زده.يكي اينكه عقل مانند برف شيره مي ماند وشراب مانند آفتاب .واضح است كه برف وشيره در زير آفتاب نابود مي شود.يا هر كجا شراب انگور«دختر رز»خود نمايي كردعقل بايد آنجا را ترك كند.وهمينطور بيت مورد نظر كه مي گويد احسان با آن اهميتش اگر كسي شراب خورده ومست كرد احسا نش قابل قبول نيست زيرا شراب باعث زوال عقل او مي شود.بعد از مقدمه، مدح حضرت را بشكل هاي متفاوت بيان مي كند تا جايي كه مي گويد.سياه پوش شدن كعبه بخاطر دوري از حضرت امام رضا عليه السلام است.نور حضرت بايد به كعبه بتابد تا روشن شود.

البته اگر قرار باشد اين قصيده تفسير شود بايد توسط اهل فن باشد كه بضاعت اين حقير كمتر از اين حرفها است.lفقط اين را مي دانم كه تفسيري كه در انجمن ادبي مخابرات اصفهان از اين بيت ومتعاقب آن از قصيده صائب تبريزي شد نه اينكه صحيح نبود بلكه خلاف امانت داري وادب و خلاف منظور صائب تبريزي، به حاضرين  القاء شد.لذا نکته ظریفی که باید به آن توجه شود اینکه، از دوحال خارج نیست،یکی اینکه گوینده «بخل بهتر از جود است»محک میزند که عکس العمل دیگران را بفهمد مانند معاویه برای اعلام جانشینی یزید  نماز جمعه را روز چهارشنبه خواند که عکس العمل مردم را بفهمد.دیگر اینکه این جناب استاد فرق بدتر وبهتر را نمی فهمد (خوب وبدرا تشخیص نمی دهد) وبخل را بهتر از جود می داندآن هم در قالب انجمن ادبی ؟!!!

ممکن است این ذهنیت بوجود آید که چرا انگلستان در ایران حزب خران راه می اندازد ،واین کار چه سودی برای آنها دارد.همانطورکه گفته شد، این نوع کار ها برای محک زدن است . اوائل انقلاب یکی از دیپلمات های ایرانی  در هند ،می گوید .در یکی از ایالات هند متوجه شدیم عده ای برای گرفتن نوبت حتی تا شش ماه معطل می شوند.بیشتر ناخن زدیم معلوم شد این ها مدفوع مراد خود را شفا می دانند وبرای گرفتن آن در نوبت هستند. طبعاً رفتیم سراغ «مراد »این ها .معلوم گردید یک نفر انگلیسی است که هفته ای یکی، دو روز می اید در این ایالات برای قضای حاجت آنهم در سنگ توالت که با طلا ساخته شده است.وقتی چنین فرهنگی را انگلستان میتواند  در هند پیاده کند وکسی هم معترض  نشده و سال ها بدون مانعی  یک کشوری مانند هند را غارت کند.هرچند بر این باور هستیم که پیروزی انقلاب اسلامی ایران یعنی :دیر یا زود قطع شدن دست استکبار جهانی از کشور های اسلامی وجهان سوم انجمن ادبی که خر محوری را بهتر از انسان محوری می داند در شان  مردم مسلمان ایران نیست. در این رابطه باندی در این انجمن با مدیرت غیر مخابراتی وحمایت مسئول محترم کانون بازشستگان مخابرات اصفهان با امکانات بیت المال بوجود آمده که به صراحت می گوید حرف های ما را آن طرف آب درک می کنند.در مقابل کسی که می خواهد بگوید این که می گوئید گوشت خوک حلال است وامثال آن برخلاف اسلام وقران است مانع شده با کمال بی ادبی می گویند از این جا بروبیرون. یا با جو سازی مانع حرف زدن می شوند .لذا جا دارد که مسئولین مربوطه  عنایت بیشتری داشته باشند.(6دی 1400)

.................................................................................................................

«1»سردار سپه در تاریخ 24آذر 1304 شمسی توسط انگلستان به پادشاهی رسید ودر 25 شهریور 1320 به دستور انگلستان به آفریقا تبعید شد.

علی(عماد) عظیمی شهرابی(09138772622)

 

 

گنجینه اردستان وزواره...

ما را در سایت گنجینه اردستان وزواره دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 88 تاريخ: يکشنبه 24 بهمن 1400 ساعت: 23:13

صفحه بندی