منظور از نوشته ذیل ، بررسی ،لعن کردن ویا لعن نکردن به شخصیت های مورد احترام برادران اهل تسنن می باشد. البته بدون جدال با دیگری
با شروع هفته وحدت یعنی ولادت حضرت محمد صلی الله علیه وآله به روایت برادران اهل تسنن ،بعد از نمازدر ادامه شرح نهج البلاغه گوینده .در پاسخ به اعتراض یا سئوال خصوصی یکی از نماز گزاران گفت: اینکه گفته می شود خلفا را نباید لعن کرد منظور در مجامع عمومی است وبزرگان می گویند درجمع خصوصی لعن اشکالی ندارد این در حالی است که وسیله ای برای جدا کردن اجتماع خاص از اجتماع عام وجود ندارد .زمانی که بطور خصوصی به گوینده گفتم که شما به خلیفه دوم لعن کردید در حالیکه رهبر معظم انقلاب می فرمایند :توهین به هریک ازنماد های اهل سنت حرام است در پاسخ گفته شد در این رابطه تقیه می شود .روز بعد مانند دو سه روزگذشته به بهانه پاسخ، گویتده از تولی وتبری استفاده کرده ،گفت:باید ما از دشمنان معصومین (ع)تبری بجوئیم. خواستم در این رابطه مطلبی عنوان کنم،که گویند منبر را ترک کرد، مشکل دو تا شد یکی معلوم نشدن مسئله لعن وحواشی آن ودیگری آسیب دیدن جایگاه منتقد یا معترض .زیرا متکلم وحده بودن یعنی توجه نکردن گوینده به نظر دیگران غیر از بی اعتمادی ، سکوت شنودگان را در پی خواهدداشت واین لطمه بزرگی به فرهنگ اجتماعی می باشد.
بد نیست بعنوان طنز وبرای روشن شدن مطلب به داستان که درزمان های گذشته اتفاق افتاده است اشاره کرد، شخصی به خاطر داشتن غده ای در پیشانی به «ممد غدغدی »معروف شده بود .ممد از داشتن چنین لقبی خیلی ناراحت بود وبرای رفع این مشکل با پس انداز وقرض قوله هزینه جراحی در خارج از کشور را تهیه وغده را در آورده وبا خوشحالی به ایران برگشت همکاران ودوستان او در فرود گاه به استقبال آمده بودند همین که ممد ار هواپیما بیرون آمد یکی ازهمکاران او با صدای بلند گفت «ممد بی غدغد» خوش آمدی. ممد گفت بی انصاف این همه زحمت وهزینه برای از بین رفتن این لقب بوده. توتازه یک «بی »هم به ان اضافه کردی.
با توجه به اینکه بعداً اعلام شد اگر کسی نظری داشته باشد به او وقت داده می شود ، جای تشکر دارد.هرچند یکی از دوستان با در اختیار گرفتن بلند گو، نگذاشت در این مورد پاسخی داده شود.هرچند مدتی گذشته بنظر می رسد قلمی شدن آن اشکالی نداشته باشد .واما لعن
در ابتدا اشاره ای به نظر گروه هایی که با استفاده از تقیه وتولی وتبرا به شکل های عوام پسند، بالعن کردن به مقدسات دیگران دانسته یا ندانسته به وحدت بین مسلمانان لطمه وارد می شود، می پر دازیم.
برای بررسی مطالب مورد بحث . باید جایگاه لعن و تقیه وتولی وتبری ، معلوم گردد.
«1»ــ لعن
لعن یعنی نفرین کردن دشنام دادن سَب،لعنت یعنی نفرین کردن،راندن ودور کردن از نیکی وبرکت.شیخ حسین انصاریان می گوید از مجموع آیات وروایات بخوبی استفاده می شود که حقیقت دین وایمان جز حب وبغض نمی باشد
«باید از همه سران ظلم از آغاز تاریخ تا پایان تاریخ بیزار باشیم این بیزاری طبق شرایط زمانی ومحیطی که داریم باید در گفتار رفتار وعملکرد به نحو مناسب متجلی باشد.یعنی لعن کردن تنها یکی از جلوه های این نفرت مقدس است که در جای خود با آداب باید انجام شود.
لعن ،که در عموم ادعیه وزیارات واحادیث به ما توصیه شده لعن ظالمان بصورت کلی می باشد ا لبته در قدیم گاهی شرایطی خاص ضرورتی پیش می آمدکه امام معصوم (ع)فرد خاصی را لعن می فرمودند.بعنوان نمونه ائمه (ع) «مغیر ابن سعید »از غالیان در زمان امام محمد باقر علیه السلام را باذکر نام لعنت می فرمودند ،وی درروایات دروغین از امام محمد باقر علیه السلام نقل می کرد.وعقاید غلو آمیز در باره ائمه (ع)را ترویج می کرد «رجال کشی ص22 3 تا 228» (استاد دانشگاه الزهرا)
کسانیکه عقاید کفر آمیز وشرک آلود خود را بعنوان سخن معصومین(ع)واسرار تشیع ترویج می کردند، غالیان که با ذکر نام انها را لعن می کردند .مانند ائمه اطهار (ع)محمد بن ابی زینب معروف به ابو خطات»را با ذکر نام لعنت فرمودند.«رجال کشی ص290تا 307»
باید معلوم گردد که جناب ابوبکر وجناب عمر ادعای نمایندگی از طرف حضرت علی علیه السلام را نداشتند.که معصومین برای رسواکردنشان باذکر نام انها را لعن کنند.از طرفی هم با روشنگری ونقد این دو شخصیت می پرداختند.هیچ روایت معتبری هم نیست که ائمه اطهار(ع) توصیه فرموده باشند که این دونفر با ذکر نام لعن شوند در زیارت های مشهور ومعتبرهم لعن کلی ظالمان است ودر هیچ زیارتی معتبر با ذکر نام به جنابان ابوبکر وعمر لعن شده باشد.البته «لعن با ذکر نام»درباره افراد بی اهمیت مانند عمر سعد ،شمر وابن زیاد که چزء مقدسات هیچ یک از مذاهب اسلامی نیستند.و لعن آنها باذکر نام باعث اختلا ف نمی شود
2 ــ تقیه/
تقیه یعنی پنهان کردن مذهب خویش یاخود داری کردن از اظهار عقیده ومذهب خویش(لغت نامه دهخدا)
کلمه تقیه »به معنای حذر وترس است .از سخنان لغت شناسان چنین برمی آید که این واژه بمعنای حفظ وحراست است ودفاع چیزی در برابر چیز دیگر است.
امام خمبنی وتقیه.
«تقیه آن است که انسان حکمی را برخلاف واقع بگوید یا عملی را برخلاف میزان شریعت انجام دهد که در جهت حقظ کردن خون یا ناموس یا اموال خود ودیگری باشد»(کشف اسرار ص 128)
امام خمبنی (ره) در باره تقیه زیاد مطلب نوشته اند از جمله تقیه را به چند نوغ تقسیم کرده اند که در این مقال نمی گنجد.یک نوع آن تقیه مداراتی است که در این جا به آن اشاره می شود.
تقیه مداراتی .
«تقیه مداراتی تقیه ای است که مطلوب در آن یک پارچگی ووحدت کلمه با جلب محبت مخالفین می باشد،بدون آینکه مانند تقیه خوفی ،خوف وضرری در بین باشد.»(الرسائل العشر 1420 ص7)
تقیه از دید رهبر معظم انقلاب
«هرکس هر جوری خواست نمی تواند تقیه را معنا کند.مطلب اول اصل اعتراف به حکم تقیه است.کسی نباید منکر اصل تقیه شود .در مکتب شیعه واسلام بلکه در همه ادیان الهی تقیه وجودارد.»
«در فارسی واژه ای وجود ندارد که معنی دقیق تقیه باشد .تصورغلط مردم از تقییه این است که اگر خواستی واجبی را انجام دهی وخطر وضرری تصور شود ،این واجب را انجام ندهد.درحالی که معنی تقیه در روایات این نیست وضد این است.»
تقیه به معنای این است که اگر یک کاری در عالم واقع ودر عمل برای انسان دارای خطر وضرر است انسان باید آن کار را به صورتی انحام دهد که کار حتماً انجام بگیرد وبه آن کار آسیب نرسد،البته همه معنای تقیه این نیست.» (باشگاه خبر نگاران تسنیم .کتاب همرزمان امام حسین علیه السلام ص 233 ــ33
رهبری می فرماید:
یک وقت هست شما {در مجلسی } شرکت میکنید و آن منبری یا آن مداح را از این کار خودش باز میدارید - حالا با تذکر محترمانه که از این گفتههای تفرقهانگیز بپرهیزد - این گاهی وقتها لازم و واجب است، اما اگر شرکت شما این اثر را ندارد، بلکه مجلس چنین افرادی که تفرقه میاندازند تقویت میشود، بله گاهی وقتها شرکت در چنین مجالسی جایز نیست و باید پرهیز شود.
3 ــ تولی وتبری.
تولی وتبری به معنای دوست داشتن وتنفر داشتن است .در واقع باید معلوم گردد چه کسی را دوست داریم واز چه کسی متنفر هستیم.
حضرت امام جعفر صادق علیه اسلام می فرمایند:«از محکمترین دستگیرهای ایمان ،آن است که برای خدا دوست بداری وبرای خدا دشمن بداری ،به خاطر خدا ببخشی وبه خاطر خدا منع کنی .
زمانی میتوان یک زندگی مسالمت آمیز داشت که ظالم متجاوز واستمار گروجود نداشته باشد. با وجود استبداد وظلم در جهان امروز ،تولی یعنی (دوست داشتن دوستان خدا وحامیان عدالت) وتبری یعنی (بیزاری از ستمگران ودشمنان خدا) ،اهمیت بسیاری دارد .وباعث می شود طرف داران عدالت علیه ستمگران ودشمنان خدا متحد شوند.وبدین طریق ظلم از جامع ریشه کن شود .
تولی وتبری در قرآن
سوره ممتحنه ایه .13
يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَتَوَلَّوْا قَوْماً غَضِبَ اللهُ عَلَيْهِمْ قَدْ يَئِسُوا مِنَ الْآخِرَةِ كَما يَئِسَ الْكُفَّارُ مِنْ أَصْحابِ الْقُبُور [13]
اى كسانى كه ايمان آوردهايد! با قومى كه خداوند آنان را مورد غضب قرار داده دوستى نكنيد؛ آنان از آخرت مأيوسند همانگونه كه كفّار از كسانى كه در قبرها مدفونند مأيوس مىباشند
تولی وتبری از دید امام خمینی
یکی از قواعد فقهی در اسلام در خصوص مواجه با «غیر »تولی وتبری می باشد .فتوای قتل سلمان رشدی وشعار محو اسرائیل وکلاًمبارزه باشرک وکفر در سراسر عالم است ، سیاست خارجی جمهوری اسلامی از پیامد های طبیعی این قاعده فقهی میباشد.
تولی وتبری از دید رهبر معظم انقلاب بطور مختصر .
حضرت آیت الله خامنه ای، از شاخص های عمده خط امام (ره) را جاذبه و دافعه امام در دایره مکتب اسلام دانستند و تاکید کردند هرگونه تولی و تبری در عرصه سیاست هم باید تابع تفکر و مبانی امام باشد. .
همان طور که ملاحظه می فرمائید از مطالب فوق معلوم نمی گردد که لعن آره یا نه؟البته موافق ومخالف لعن کردن به خلیفه اول وخلیفه دوم از تقیه وتولی وتبری در این جهت استفاده کرده اند .ولی این نوشته قرار براین دارد بطور مستند به این مسئله بپردازد.
اولین قدم ،معلوم شدن تاریخ شروع اختلاف بین شیعه وسنی است.حضرت محمد صلی الله علیه وآله در تاریخ 28 صفر یازدهم هجرت رحلت کرده اند.ودر حالی که حضرت علی علیه اسلام مشغول غسل ،کفن وبه خاک سپار ی پیامبر بودند ،عده ای در سقیفه بنی ساعده مشغول تعیین جانشین برای حضرت بودند.در حالی که چندین مرتبه در طول حیات با برکت پیامبراکرم ص مخصوصاًواقعه غدیر خم ازطرف خداوند متعال توسط پیامبر ص حضرت علی علیه السلام بعنوان جانشین پیامبر انتخاب شده بود با توطئه ،ابوبکر وعمر جانشین پیامبرص شدند.طبعاً عده ای با استناد به فرمایش حضرت محمد صلی الله علیه وآله در روز غدیر خم جانشین پیامبر اکرم (ص) را حضرت علی علیه السلام می دانستند.عده ای دیگر هم در سقیفه بنی ساعده جمع شدند وبا ترفند هائی ابوبکر را خلیفه کردند . ودر این رابطه حضرت فاطمه« س» مورد ظلم واقع شدند.برای هریک از این اتفاقات نوشتن چدین کتاب را می طلبد که انجام شده ودر آینده کتاب های زیادی نوشته خواهد شد.پس می توان گفت اختلاف از صدر اسلام بوده است .مطلبی که مهم است شکل اختلا ف است .برای شیعیان وحتی اهل تسنن برخورد حضرت علی علیه السلام وکلاً معصومین راهنمای است که چه کنیم.؟آیا وظیفه ما لعن کردن یا فعالیت در جهت وحدت است؟
حضرت علی علیه السلام می فرمایند:
مردم با ابوبکر بیعت کردند در حالی که به خدا سوگند که من از او شایسته تر وسزاوار تر بودم، ولی از ترس بازگشت وگرایش مردم به دوران جاهلیت وکشیده شدن شمشیر ها سکوت کردم. . سپس با عمر بیعت کردند در حالی که از اوشایسته تر بودم باز هم کوتاه آمدم تا کفر وبرادر کشی باز نگردد .ادرس« ابن اثیرالکامل فی التاریخ ج 2 ص 10و11 . وــ نهج البلاغه »همانطور که ملاحظه می فرمائید در فرماش حضرت هیچ گونه ناسزائی وجود ندارد.
روایاتی که از ائمّة نقل شده است، دلالت دارد بر اینکه شیعیان حتی در شرایط غیر خوف و اضطرار هم در نمازهای جماعت، عیادت بیماران، نماز بر جنازه و به طور کلی، در امور سایر فرقههای اسلامی شرکت کنند. (مجلسی، 1983، ج72، ص 401)÷
با توجه به اینکه معصومین (ع) به خلیفه اول ودوم لعن وبدگوئی نمی کرده اند .چطور شد که عده ای از شیعیان به خلفا بد گوئی ولعن می کرده واکنون هم عده ای بر این عمل سماجت کرده حتی طی مراسمی این کار را انجام می دهند.با کمی مطالعه معلوم می گردد که سلاطین وخلفای مستبد برای ضعیف کردن ودر نهایت از بین بردن پیروان حضرت علی علیه السلام یعنی شیعیان که در طول تاریخ مخالف ظالم وزور گو بوده وهستند اختلاف سنی شیعه را بوجود آورده ودامن میزنند .بدین معنا که حکام و وصاحبان قدرت هر موقع می خواستند شیعیان را قتل عام کنندیا فردی شیعی مذهب را تعقیب ودستگیر وسپس او را مجازات کنند به جرم فحش وناسزا به ابوبکر وعمربود نه اینکه چون پیرو علی علیه السلام است یا از حضرت دفاع کرده است.
در کتاب المنتظم می گوید حکام وصاحبان قدرت هر وقت می خواستند شیعی مذهب راتعقیب ،دستگیر ومجازات کنند ،به جرم گفتن ناسزا وفحش به ابوبکر وعمر بود .جالب است که بدانید حکام، قدرت این را نداشتند که شیعیان را بعلت طرفداری از حضرت علی علیه السلام وکلاً ولائی بودن تحت تعقیب قرا ردهند . با ایجاد اختلاف بین سنی و شیعه زمینه فحاشی به خلفا را فراهم می کردند.
علمای مزدور از هر دو طرف با شگرد های مختلف مانند درست کردن روایت وفتوا، افراد نا اگاه را به کار گرفته تا جلو تفکری را بگیردکه می گوید جانشین پیامبرصلی الله علیه وآله از طرف خدا انتخاب می شود نه با بیعت مردم .
رهبر معظم اننقلاب می فرمایند :امروز، هم در بین اهل سنّت، هم در بین شیعه، دستهایی در کار است برای اینکه اینها را از هم جدا کند؛ همهی این دستها هم اگر جستجو کردید، میرسد به مراکز جاسوسی و اطّلاعاتی دشمنان اسلام؛ نه دشمنان ایران، نه دشمنان شیعه فقط؛ دشمنان اسلام. آن تشیّعی که ارتباط به امآیشش انگلیس داشته باشد، آن تسنّنی که مزدور سیآیای آمریکا باشد، نه آن شیعه است، نه آن سنّی است؛ هر دو ضدّ اسلامند.
۱۳۹۳/۱۰/۱۹
فرقه شیرازی ها که در واقع مزدور انگلیس هستند با استناد به برخی روایات غیر مستند وبرخی از ایات قران به مقدسات مذاهب اسلام ناسزا گوی وفحاشی می کنند.وتنور اختلاف سنی وشیعه را برای خوشایند اربابانشان داغ نگه می دارند.در حالی که اسلام اجازه نمی دهد که به مقدسات دیکران ناسزا گفت .
این فرقه برای تضعیف حکومت اسلامی ایران با تعداد اندکی، تعرض به سفارت ایران در لندن را در حال شعار دادن علیه مقامات ایران ولعن به عایشه و،ابوبکر ،عمر وعثمان وشکستن پرچم ایران با حمایت پلیس لندن (ام آی 6) وارد سفارت جمهوری اسلامی ایران شدند.
بد نیست به داستان مسجد نزدیک سفارت عربستان در تهران اشاره شود.شخصی تعریف می کند ،موقع اذان ظهر ازسفارت عربستان بیرون آمدم اتفاقاًمسجدی در آن نزدیکی بود. برای نماز وارد مسجد شدم یک نفر پله اول منبر نشسته ومشغول خواندن روضه عمر بود. با تعجب به او گفتم این چه کاری است . گفت یک نفر روزی پنج ریال بمن می دهد که موقع اذان ظهر در این مسجد روضه عمر بخوانم. به جای اینکه جواب بگیرم مسئله پیچیده تر شد ،تصمیم گرفتم تا حصول نتیجه ادامه بدهم .با کمک روضه خوان رفتم سراغ آن شخص ،گفتم، منظور از روضه عمر در این مسجد چیست؟طرف پاسخ داد :سفارت انگلستان روزی دو تومان بمن می دهد که هروز ظهریک روضه عمر در این مسجد خوانده شود.یعنی اگر اتفاقاً یکی از اهل تسنن گزارش به این مسجد افتاد به او القاءشود که در مساجد شیعیان در ایران موقع نماز ظهر به ابوبکر وعمر توهین می شود. تو خود حدیث مفصل به خوان از این مجمل؟!!!
این فرقه از امکانات گسترده ماهواره ای انگلیس وبعضی کشور های منطقه برخوردار است.مدیر این فرقه صادق شیرازی می باشد که توسط فامیل نزدیک او از جمله برادرش همراهی می شود.
ممکن است سئوال شود باتوجه به اینکه کسی نمی تواند محق بودن حضرت علی علیه السلام وستم به حضرت زهرا(س) را انکار کند وظیفه چیست؟باید گفت هیچ کدام از بزرگان تشیع مخالف با بیان حق نیستند بلکه برای رسیدن به مقصود به جای ناسزا گوئی به بزرگان اهل تسنن بایدآنجه که در صدر اسلام اتفاق افتاده به اطلاع عموم رسانده شود .وچه یهتر این کار از منایع مورد وثوق اهل تسنن باسد .بعنوان نمونه:در کتاب های «عقد الفرید»(نویسنده ابن عبد ربه اندلسی .اهل سنت)«تاریخ ابوالفداء»(نویسلده:عمادالدین اسماعیل ابن علی بن محمد.اهل سنت)و «اعلام النساء» یکی از شش کتاب اصلی اهل سنت (نویسنده :حسون محمد)می گوید :ابوبکر ،گروهی به سرکردگی عمر بن خطاب سوی خانه علی (علیه السلام)گسیل داشت.وبه سرکرده آنان گفت «اگر در برابر فرمانت سر فرود نیاوردند با آنان پیکار کن»عمر با مشعلی حرکت کرد تا خانه وحی ورسالت را به آتش بکشد .در این گیر ودار بود که دخت فرزانه پیامبر (صلی الله علیه وآله)با او روبرو شدوفرمود:«هان ای پسر خطاب آیا آمده ای تا خانه ما را به آتش بکشی ؟»عمر پاسخ داد «اری مگر اینکه همان را بپذیرید که امت گردن نهاد ا خلیفه انتخابی ما دست بیعت دهید.
علمای مزدور اهل تسنن
همین طور که بین شعیان عده ای عالم نمای مزدور است در بین اهل تستن هم عده ای مزدوریا نا آگاه بوده و هستندکه با دادن فتوا یا جعل حدیث دیگران را تشویق به کشتار شعیان کرده ومی کنند.مانند کشتار شیعیان آفریقا در سال 407 هجر ی قمری که در اصل به جرم شیعه بودن ودر ظاهر به جرم بد گوئی به ابوبکر وعمر قتل عام کرده واموال شیعیان را هم غارت کردند، باقی مانده از آنان را تعقیب کرده وکشتند.به معرفی یکی دونفرازمسببین اختلاف وکشت کشتار اشاره می شود.
فتوای سرخسی
سرخسی از فقهای بزرگ اهل سنت(حنفی) فتوا داده :هرکس در باره خلفا سخن بگوید که در آن طعن واعتراض باشد ،ملحد وبی دین است واز مسلمانی خارج شده است ودوای دردی چنین شخصی اگر توبه نکند شمشیراست.«اصول السرخس 2/134 »
سلطان مراد چهارمین پادشاه عثمانی در صدد جنگ افروزی علیه ایران بودولذا به بعضی از دانشمندان اهل سنت متوصل شد، که جهت شعله ور شدن جنگ وفتنه داخلی بین مسلمانان فتوائی از آن ها بگیرد.هیچ یک از علما ودانشمندان جرأت این کار را نداشتند وبه خود اجازه نداد تا مسبب قتل وخون ریزی شود .اما یک جوان دین فروش بنام «نوح افندی »که بوئی از فقه وانسانیت به مشامش نرسیده بود ،در کمال وقاحت وبی شرمی فتوائی صادر کرد که در آن ابتدا کفر شیعه را ثابت و قتل او را واجب می کرد.فتوای او چنین است:
هرکس یک نفر از شیعیان را بکشد بهشت بر او واجب می شود. این تفرقه واختلاف شیعه وسنی در حال حاضر هم توسط علمای سنی آمریکائی ادامه دارد.
نظربعضی از مراجع تقلید در باره توهین به مقدسات اهل سنت
حضرت آیت الله خامنه ای :
رهبر انقلاب فرمودهاند: «آن شیعهای هم که از روی نادانی و غفلت یا گاهی از روی غرض ـ این را هم سراغ داریم و افرادی را هم از بین شیعیان میشناسیم که فقط مسألهشان مسأله نادانی نیست، بلکه مأموریت دارند برای اینکه ایجاد اختلاف کنند ـ به مقدسات اهل سنت اهانت میکند، عرض میکنم: رفتار هر دو گروه حرام شرعی و خلاف قانون است.»
آیتالله سیستانی:
شیعیان باید پیش از اهل تسنن به دفاع از حقوق اجتماعی و سیاسی سنیها بپردازند. گفتمان ما بر دعوت به وحدت استوار است و بنده بارها گفته و باز هم می گویم که نگویید سنیها برادرانمان هستند بلکه آنها نفس و جان ما هستند. من به خطبههای نماز جمعه اهل سنت بیشتر از خطبههای شیعیان گوش می دهم.
آیتالله بهجت:
آیت الله بهجت درباره برخی از رفتارها به نام عیدالزهرا فرمودند : «چه بسا ... این کارها موجب اذیت و آزار و یا قتل شیعیانی که در بلاد و کشورهای دیگر در اقلیت هستند گردد در اینصورت اگر یک قطره خون از آنها ریخته شود ما مسبب آن و یا شریک جرم خواهیم بود.»
«کسی که وحدت مسلمانان را نخواهد ، مسلمان نیست. ائمه ما (علیهالسلام) در نماز جماعت آنان شرکت میکردند، به جهت اتحاد مسلمانان.» آذر 1402
عماد عظیمی
(09138772622)
گنجینه اردستان وزواره...ما را در سایت گنجینه اردستان وزواره دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 16