بسمه تعالی
حضرت علی علیه السلام جانشین حضرت محمد صلی الله علیه وآله
پیامبرگرامی اسلام (ص) در طول رسالت خود که ده سال در مکه وسیزده سال در مدینه بود ماموریت خود را بنحو احسن انجام داد وبا معجزات خود که در کتاب منتهی الامال شیخ عباس تا چهار هزار چهار صد چهل ذکر کرده ، مانندسلام کردن سنگ ودرخت بر آن حضرت وحرکت کردن درخت بامر آن حضرت تسبیح سنگ ریزه در دست آن حضرت ونازل شدن مائده ومیوه برای آن حضرت که مهمتر از همه قرآن ودونیم کردن ماه است(10) در نتیجه الهی بودن پیامبر(ص) را قبول کردند و آنهائیکه هم در باطن منکر رسالت بودند مجبور شدند بظاهر قبول کنند. وخود را همراه نشان دادند حتی بعضی از آنها در همان اوائل مبعوث شدن حضرت (ص) متوجه شدندکه اسلام از قدرت زیادی برخوردار خواهد شد ، اسلام آوردند تا درآینده بتوانند از آن استفاده کنند. در مقابل هم حضرت محمد (ص) به امر پروردگار از همان ابتداء بفکر بعد از رحلت خود بودند وبمناسبتهای گوناگون حضرت علی علیه السلام را که نور این دو بزرگوار قبل از خلقت آدم خلق شد . علمای اهل تسنن هم مانند احمد بن حنبل در کتاب با عظمت مسند ومیر سید علی همدانی فقیه شافعی در مودة القربی ودیگران از علمای اهل تسنن(11) نقل کرده اند که پیامبر اکرم (ص) فرمودند : «من وعلی نوری بودیم در اختیار قدرت خدای تعالی قبل از اینکه خلق کند آدم را بچهارده هزار سال پس چون خلق نمود آدم را خدای متعال ما را که آن نور بودیم در صلب آدم قرار دادواز صلب او پیوسته با هم بودیم تا در صلب عبد المطلب از هم جدا شدیم پس در من نبوت ودر علی خلافت را ظاهر ساخت.»بعنوان جانشین خود معرفی میکرد. البته در ظاهر هم کسی که بتواند با حضرت علی (ع) رقابت کند وجود نداشت زیرا علی (ع ) تنها کسی بودکه در عالم هستی در کعبه بدنیا آمد حتی حضرت مریم موقع ولادت عیسی بن مریم علیه السلام با این ندای غیبی«اخرجی عن البیت فان هذه بیت العبادة لابیت الولادة » یعنی بیرون رو از خانه «بیت المقدس » زیرا اینجا خانه عبادت است نه خانه ولایت وزائیدن(12) وبدین صورت در تاریخ ثبت شد که فاطمه بنت اسد مادر گرامی حضرت علی علیه السلام زمانیکه ولادت حضرت علی نزدیک شد ، با این ندا «یا فاطمه اخلی البیت» از جانب پروردگار متعال به داخل کعبه دعوت شد، ودیوار کعبه شکافته شد ، در بعضی از خبر ها هم آمده که قفل درب کعبه که همیشه بسته بود ودر آن موقع درب خانه خدا هم همسطح زمین بود باز شد وفاطمه بنت اسد داخل کعبه شد در حالی که عده ای از مردم از جمله جناب عباس اطراف کعبه نشسته بودند عباس فوری برادرش ابوطالب را خبر کرده هر چه کردند درب خانه خدا باز نشد وتا سه روز این اتفاق عجیب ومنحصر بفرد در خانواده های مکی مورد بحث وگفتگو بود تا دو مرتبه فاطمه از محلی که وارد کعبه شده بود خارج گردید با نوزادی در بغل که همه نظر ها را بخود جلب می کرد(13) جالب است بدانید نام این نوزاد هم قبل از خلق آسمان وزمین تعین شده بود (14) واین مطلب به شکل های مختلف در تاریخ ثبت شده که به یک مورد آن بسنده می شود.
جلال الدین در سیوطی در ص 10 جلد اول خصاص الکبرای ودر تفسیر دُر المثور اوائل سوره بنی اسرائیل نقلاً از ابن عدی وابن عساکر از انس بن مالک روایت کرده که رسول اکرم صلی الله علیه وآله فرمود شب معراج در ساق عرش دیدم نوشته بود محمد(ص) رسول خداست تائید ویاری نمودم او را بوجود علی (ع) ونیز در ص 234 ینابیع حدیث 19 از کتاب السبعین امام الحرم نقلاً از مناقب فقیه واسطی ابن مغازلی شافعی ومیر سید علی همدانی شافعی در مودت ششم از مودة القربی دو حدیث وخطیب خوارزمی در مناقب وابن شیرویه در فردوس وابن مغازلی شافعی در مناقب همگی از جابر بن عبدالله انصاری نقل نموده اند که رسول اکرم صلی الله علیه وآله فرمود :
«نوشته شده است بردر بهشت لااله الا الله محمد رسول خدا علی ولی خدا وبرادر رسول خدا بوده پیش از آنکه خلق کند آسمان ها وزمین را بدو هزار سال»(14) واما نام گذاری این نوزاد توسط پدر ومادرش به چه صورت بوده که آنهم سرگذشت شنیدنی دارد . فاطمه بنت اسد نام اسد را برای این نوزاد انتخاب کرد. ولی حضرت ابوطالب از آن اسم راضی نبود وگفت از در گاه خداوند بخواهیم تا ما را در نام گذاری کمک کند وباتفاق فاطمه رفتند بالای کوه ابوقبیس وبعضی هم می گویند مسجد الحرام وبدعا مشغول شدند وجناب ابوطالب دعای خود را در غالب شعر بیان نمود که معنی آن این است : « ایپروردگار ای صاحب شب های ظلمانی وماه نوردهنده آشکار کن برای ما از خزانه اسرار غیب خود اسم این نوزاد را (چه بگذاریم )» صدائی بگوش جناب ابوطالب رسید ، سر که بلند کرد دید لوحی مانندزبرجد سبز که شعری روی آن نوشته شده ، معنی فارسی آن می شود : « اختصاص دادم شما را بفرزند(نوزاد ) پاک وپاکیزه انتخاب کرده شده وبی نهایت از او راضی هستم . واسم از جانب خدا علی . علی گذارده شد که مشتق از علی اعلی می باشد»(15)در همان موقع که حضرت علی (ع) کودکی بیش نبودند در مکه معظمه قحطی شد. طبق گفته دانشمندان اهل سنت مانند نورالدین بن صباغ مالکی در ص 16 فصول المهمه فصل تربیت النبی ومحمد بن طلحه شافعی در ص 11 فصل اول مطالب السئول . پیامبر گرامی اسلام (ص) قبل از رسالت باتفاق عموی خود جناب عباس رفتند منزل ابوطالب وبا توجه به کثرت اولاد جناب ابوطالب وقحطی سرپرستی دو تا از فرزندان خود را به این دو نفر بدهد. وجناب ابوطالب هم قبول کرد که جعفر طیار در خانه جناب عباس وحضرت علی (ع) هم در منزل پیامبر گرامی اسلام (ص) پرورش یابند(16) در نتیجه زمانیکه حضرت محمد (ص) به پیامبری مبعوث شد حضرت علی (ع) تحت تربیت پیامبر (ص) بودوبزرگان از علمای اهل تسنن مانند بخاری ومسلم در صحیحین وامام احمد حنبلی در مسند و دیگران از انس بن مالک ودیگران نقل نموده اند که «پیغمبر روز دو شنبه مبعوث به رسالت شد وعلی (ع) در روز سه شنبه ایمان آورد(17). اولین ایمان آورنده بعد از حضرت خدیجه (س) به پیامبر (ص) آنهم در سن دوازده ، سیزده سالگی امتیازی است که شامل حال هیچ یک از صحابی پیامبر نمی شود. وعمر بن خطاب در این باره می گوید : علی را یاد نکنید مگر بخیر زیرا که از پیغمبر صلی الله علیه وآله شنیدم در علی سه خصلت است منکه عمرم دوست داشتم یکی از آنهارا داشتم ، ویکی از آنها برای من باشد چه آنکه هریک از آنها نزد من دوست تر است از هرچه آفتاب بر او می تابد(18) وآن سه خصلت که پیامبر اکرم (ص) در باره حضرت علی فرموده اند : « تو ازحیث اسلام وایمان اول مسلمین ومومنین هستی وتو برای من بمنزله هارونی از موسی ـ یا علی دروغ گفت کسیکه گمان نمود مرا دوست دارد وتو را دشمن بدارد(19)
حضرت محمد (ص) در اولین روزی که نبوت خود را ظاهر ساخت یعنی زمانیکه آیه (214) «وانذر عشیرتک الاقربین» سوره شعرا نازل شد چهل نفر از اشراف ورجال بزرگ وخویشاوندان خود از قریش دعوت نمود در منزل عموی خود ، جناب ابوطالب وبرای آنها یک ران گوسفند وقدری نان وصاعی از شیر غذا حاضر کرد ، حاضرین خندیده گفتند این غذا یک نه فر است زیرا بودند در بین جمع که یک نفر با غذای چند نفر سیر می شد ، حتی کسی بود که یک شتر بجه را بتنهائی می خورد . حضرت فرمودند«کلو بسم الله» بخورید بنام خداوند متعال پس از آنکه خورده وسیر شدند گفتند که محمد مارا بااین غذا سحر نمود پس از صرف غذا حضرت در بین جمع ایستاده ، پس از مقدماتی فرمودند : ای فرزندان عبدالمطلب خدای تعالی مرا مبعوث فرمود بر عموم مردم وبخصوص بر شما ومن شما را دعوت میکنم به دو کلمه ای که بر زبان آسان است ودر ترازوی اعمال سنگین وگران شما بگفتن این دو کلمه بر عرب وعجم مالک شوید وایشان شما را منقادگردند وجمیع امم در تحت انقیاد شما در آیندوبدین دو کلمه به بهشت روید و از دوزخ نجات یابید وآن دوکلمه گواهی دادن به وحدانیت خدا ورسالت من است پس هرکس مراجابت کند در این کار (یعنی اول کسی باشد که مرا اجابت کند) ومعاونت من نماید او برادر من ووزیر من ووارث وخلیفه من خواهد بود بعد از من واین جمله آخر را سه بار تکرار نمود ودر هر سه مرتبه احدی جواب نداد الاعلی علیه السلام جواب داد«انا انصرک ووزیرک یا نبی الله» یعنی من شما را کمک ویاری می نمایم ای پیغمبر خدا.
حضرت محمد صلی الله علیه وآله فرمودند: ای علی یا تو یا علی (بهر دوصورت در منابع آمده ) وصی وخلیفه منی بعد از من . این خبر را علمای سنی وعلمای شیعه ومورخین بیگانه که تاریخ اسلام را نوشته اند بدون تعصب مذهبی زیرا آنها نه شیعه بوده اند ونه سنی این مجلس مهمانی را نقل نموده اند که در این جا بعنوان نمونه به چند نفر از علمای بزرگ تسنن اشاره می شود. امام احمد بن حنبل (رئیس الحنابله) در ص 111و159و333از جزء اول مسند وامام سعلبی در تفسیر انذار وصدر الائمه موفق بن احمد خوارزمی در مناقب ومحمد بن جریر طبری در تفسیر آیه ص 217جزء دوم تاریخ الامم والملوک بطرق مختلفه وابن ابی الحدید معتزلی در ص263و 281 جلد سوم نهج البلاغه ودیگران(20) پس معلوم می گردد که حضرت محمد (ص) اولین دغدغه ای که داشت انتخاب جانشین بود واین مسئله در طول زندگی حضرت خود ، وبه مناسبت های گوناگون ودر حالت های مختلف خود نمائی می کرد که به بعضی از آنها در طول این نوشته اشاره خواهد شد انشاالله البته به غیر از خلافت وجانشینی . حضرت محمد (ص) بطرق مختلف برتری حضرت علی علیه السلام را بدیگران اعلام می کردند ، مثلاً حضرت از طرف خدا مامور گشت که مهاجرین و انصار را با هم برادر کندومابین سیصد نفر از مهاجرین وانصار عقد اخوت بست وکار اخوت به پایان رسید. ناگهان علی با چشمان اشکبار عرض کرد که عقد اخوت مابین من ودیگری برقرا نفرمودید، در این هنگام پیامبر رو به علی کرد وگفت تو در دنیا وآخرت برادر من هستی (21) یا با توجه باینکه خانه های پیامبر(ص) واصحاب وی در اطراف مسجد بود هر کدام بوسیله در به مسجد راه داشت ، ناگهان دستوری از طرف پروردگار جهان رسید که ، تمام در ها بسته شود جزء در خانه علی علیه السلام (22) آری اگر پیامبر اکرم(ص) به خواستگاران فاطمه (س) که از اشراف وبزرگان بودند جواب رد می دهد، موقعیکه علی (ع) خواستگاری می کند ، می فرمایند: شما مقداری صبر کنیدتا این موضوع را با دخترم در میان بگذارم (23) وبا سکوت فاطمه (س) که نشان از رضایت است علی (ع) که در آن روز جزء یک شمشیر وزره چیز دیگری نداشت می شود داماد رسول الله صلی الله علیه وآله. یعنی فاطمه (س) خافظ محب الدین طبری که از اهخل تسنن است در کتاب «ذخائر العقبی »ص 44از ابن عباس روایت کرده که رسول خدا صلی الله عیه وآله فرموده اند : چهار زن سیده زنان جهان خویش هستند (مریم دختر عمران) آسیه دختر مزاحم، خدیجه دختر خویلد وفاطمه (س) دختر محمد (ص) وافضل ایشان فاطمه (س) است(24)وهمینطور شیخ مفید وشیخ طوسی از طریق عامه روایت کرده اندکه حضرت رسول خدا(ص) فرمودند: فاطمه (س) پاره تن من است هر که دل او را شاد گرداند مرا شاد گردانیده است ، وهر که او را آزار دهد مرا آزرده است فاطمه عزیز ترین مردم نزد من است (25) از این زوج منحصر بفرد در جهان هستی امام حسن (ع) وامام حسین (ع) پا بعرصه وجود گذاشتند وامامت در این خانواده ادامه پیدا کرد تا مهدی موعود (عج) که پروردگار متعال با آیه تطهیر در قرآن کریم « إنَّما یُریدُ اللهُ لِیُذهِبِ عَنکُمُ الرّجسَ أهلَ البَتِ ویُطَهِرَ کُم تَطهیرا»«آیه 33سوره احزاب»
یعنی خدا چنین می خواهد که رجس هر آلایشی را از شما خانواده نبوت ببرد وشما را از هر عیبی پاک ومنزه گرداند .معصومیت این خانواده را اعلام نموده که حضرت زهرا(س) در حدیث کساء می فرماید : گرفت پدرم رسول خدا صلی الله علیه وآله دو طرف کساء را واشاره کرد بدست راست خود بسوی آسمان وگفت خداوندا به درستی که این ها اهل بیت من وخواص من میباشند گوشت ایشان گوشت من وخونشان خون من است، اذیت می کند مر آنچه اذیت می کند آنها را ، غمگین می کند مرا آنچه غمگین می کند آنها را ، من طرفم با هرکه طرف است با آنها وصلحم با هر که صلح است با آنها ود شمنم با هر که دشمن است با آنها ودوستم با هرکه دوستی می کند با آنها. آنها از من ومن از آنها هستم ، کسانیکه پیامبر اکرم (ص) اینقدر آنهارا مورد محبت وعنایت خود قرار می دهد اهل بیت او یعنی حضرت علی (ع) و حضرت زهرا(س) ، حضرت امام حسن (ع) وحضرت امام حسین (ع) .وهمین معصومیت اهل بیت بود که روز مباهله موقعیکه پیامبر اکرم (ص) با آنها وارد میدان مباهله شدند هیئت نجرانی با مشاهده وضع معنوی پیامبر که فقط چهار نفر از عزیزترین افراد را همراه داشتند از انجام مباهله صرف نظر کرده وقرار شد که مسیحیان نجران با پرداخت جزیه مختصری زیر پرچم اسلام بر آیین خود بمانند(26) ودر قران کریم هم سوره آل عمران آیه( 61)داستان مباهله با اشاره به اهل بیت آمده است
« فَقُل تعالوا ندع ابنائنا وابنائکم ونسائنا ونسائکم وانفسنا وانفسکم ثم نبتهل فنجعل لعنت الله علی الکاذبین»
یعنی : بگو بیائید ما وشما با فرزندان وزنان خود با هم به مباهله بر خیزیم (یعنی در حق یکدیگر نفرین کرده والتجاء بدرگاه خدا اصرار کنیم تا ) دروغگویان وکافران را به لعن وعذاب خدا گرفتار سازیم
ابو حارثه سردسته هیئت نجرانی سئوال کرد این ها کیستند که با او همراهند ، گفتند آن که پیش روی اوست پسرعم وشوهر دختر اوست ومحبوب ترین خلق از نزد پیامبر (ص)، وآن دوطفل دو فرزندان اویند از دختر او وآن زن فاطمه (س) دختر اوست که عزیز ترین خلق است نزد او ، در این رابطه زمخشری وفخر رازی وبیضاوی وبسیاری از علماء اهل سنت گواهی دادند به همین آیه مباهله که علی علیه السلام وفاطمه وفرزندان او بعد از پیغمبر صلی الله عیله و آله از تمامی اهل روی زمین بهترند واین حسنین علیهما السلام فرزندان پیغمبرند بحکم «أبنائنا» واینکه علی (ع) اشرف است از سایر انبیاء واز تمام صحابه بحکم « انفسنا»ونفس پیامبر البته اشرف موجودات است(27) . بلی هرچه افتخار است در عالم هستی وجود دارد یک جا جمع شده ونام آنها را گذاشته اند علی.وقتی بمیدان جنگ هم سری بزنیم علی در بالاترین جایگاه قرار دارد که رسیدن به آن جایگاه برای هیچ شجاعی مقدور نبوده ونیست. در جنگ خندق شجاع شجاعان عرب یعنی عمربن عبدودبعد از اینکه خود وچهار نفر دیگر از شجاعان عرب با اسب خود از روی خندق پرش کرده آمدند بسمت مسلمانان گفت از داد زدن ومبارز طلبیدن خسته شدم وصدای من گرفت (28). در کشگرگاه اسلام در برابر نعره های عمرو سکوت مطلق حکم فرما بود پیامبر (ص) فرمود : یک نفر برخیزد وشر این مرد را از سر مسلمانان قطع کند. هیچ کس جز علی بن ابی طالب(ع) آماده مبارزه نبود علی (ع) رجزی بروزن قافیه حریف انشاء کرده وگفت: عجله مکن! پاسخگوی نیرومندی به میدان تو آمده است. بعد از رجز خوانی وگفتگو نبرد میان دو قهرمان بشدت آغاز گردید ، فقط صدای شمشیر بود وگرد وغبار که صدای تکبیر از میان گردوغبار بلند شد وبعد از آن بخاک غلطیدن عمرو بن عبدود .چهار نفر شجاع دیگر وقتی چنین دیدند از ترس دو مرتبه اسب خود را هی کرده باپرش از خندق فرار کردند ، نوفل بن عبدالله که یکی از این چهار نفر بود در وسط خندق سقوط کرد ، عده ای می خواستند با سنگ باران او ، او را ازبین ببرند ،نوفل خطاب به آنها گفت این طرز کشتن دور از مردانگی است، وعلی (ع) وارد خندق شده او را کشت. زمانی جوانمردی علی (ع) به اوج خود رسید که زره عمرو که گران بها هم بود را دست نزد ، حتی خلیفه دوم علی علیه السلام را سرزنش کرد که چرا زره را از بدنش در نیاوردی ، خواهر عمرو بن عبدود گفت هرگز تاسف نمی خورم که برادرم کشته شده زیرا بدست یک فرد کریم کشته شد(29) ومهمتر از همه این ها فرمایش حضرت محمد صلی الله علیه وآله بود که فرمودند : ضربت علی علیه السلام بهتر است از عبادت جن وانس (30) . نمی خواهم به جنگ های حضرت علی (ع) بپردازم زیرا این نوشته چنین گنجایش واین قلم چنین توانی را ندارد ولی حیف است از رشادت های علی علیه السلام در جنگ خیبر اشاره ای نشود. در جنگ خیبر پس از پیروزی های اولیه بر یهود مسلمانان با مقاومت سر سختانه یهود روبرو شدند واین روند ادامه پیدا کرد . لذا «ابی بکر » مامور فتح دژهای یهود گردید.پس از مدتی برگشت وفرماندهان او همدیگررا متهم به فرار می کردند.روز دیگر فرماندهی را عمر بعهده گرفت ولی بی فایده بود بنقل از طبری(31) ، عمر پس از بازگشت از صحنه نبرد با توصیف دلاوری وشجاعت فوق العاده فرمانده دژ «مرحب » یاران پیامبر را مرعوب می ساخت .پیامبر اکرم (ص) اسلام وقتی باچنین وضعی روبرو شدند ، در جمع افسران خود فرمودند: این پرچم را فردا بدست کسی می دهم که خدا وپیامبر را دوست دارد وخدا وپیامبر هم اورا دوست می دارند وخداوند این دژ را بدست او می گشاید . او مردی است که هرگز پشت به دشمن نکرده واز صحنه کارزار فرار نمی کند(32) . در این نبرد اولین کسی که مقابل حضرت علی علیه السلام قرار گرفت «حارث » برادر «مرحب » بود که بانعره او عده ای از لشکریان علی (ع) بدون اختیار به عقب برگشتند ، ولی چند لحظه ای نگذشت که جسد مجروح «حارث » روی زمین افتاد وجان سپرد .« مرحب » با حرکات خود نشان داد که خیلی ناراحت است وبرای انتقام با بهترین سلاح ها از جمله کلاهی سنگی که از سنگ مخصوص تراشیده در زیر کلاهخود ، خود داشت هر دو طرف رجز های معمول را گفتند وشمشیر ها چنان به حرکت افتاد که ناظران همه به وحشت افتادند.ضربه حضرت علی (ع) کلاهخود وکلاه سنگی« مرحب » را تا دندان هایش شکافت . دلاوران یهود پا را به فرار گذاشتند مگر چند نفر از آنها که با جنگ تن به تن با علی (ع) به «حارث » و«مرحب» ملحق شدند در این بین یکی از آنها با ضربه ای سپر را از دست شیر مرد اسلام انداخت که علی (ع) در دژ را از جا کنده وبجای سپر از آن استفاده کردند تا قلعه فتح گردید. وقتی حضرت در قلعه را بر زمین گذاشتند هشت نفر از پهلوانان اسلام نتوانستند در را از این رو به آن روبرگردانند.(33) برتری های علی (ع) بر هیچکس پوشیده نبود ،هرچند به مناسبت های مختلف پیامبر گرامی اسلام(ص) از زمانیکه رسالت خود را علنی کردند یعنی از سال سوم بعثت که باترتیب ضیافتی جانشین خود را تعیین کردند. در فرصت هائی به جانشینی علی (ع) تصریح می فرمودند ، بازهم در سال دهم هجرت زمانیکه پیامبر (ص) از آخرین حج که حجة الوداع معروف گردید برمی گشتند به غدیر خم که رسیدند. فرشته وحی فرمان خدا را مبنی بر توقف کاروان در آن مکان را داد.واین آیه «یا ایهالرّسول بلغ ما اُنزل الیک من ربک وان لم تفعل فما بلغت رسالته والله یعصمک من الناس »(34) نازل گردید.
یعنی : ای فرستاده ما آنچه را از ناحیه پروردگار بتو نازل شده برسان واگر نکنی (نرسانی) اصلاً پیغام پروردگار را نرسانده ای وخدا ترا از (شر) مردم نگه میدارد زیرا خدا کافران را هدایت نمی فرماید ( به مقاصدشان نمی رساند )
باید معلوم گردد که این چه رسالتی است که اگر انجام نگیرد پیغام پروردگار رسانده نشده است وچه کسانی نسبت به حکم عکس العمل نشان خواهند داد.مسلماً یک حکم معمولی نیست زیرا پیامبر (ص) احکام اسلام را در مدت بیست سال اعلام کردند وسختی های آنرا هم متحمل شدند ، از آن گذشته در روایات عامه وهم از طریق امامیه تائید می کند(35) که آیه شریفه در باره ولایت علی علیه السلام نازل شده وخداوند رسول الله (ص) را مأ مور تبلیغ آن نموده وآن جناب از این بیمناک بوده که مردم خیال کنند وی از پیش خود پسر عم خود را جانشین قرار داده است.بهمین ملاحظه انجام آن امر را بانتظار موقع مناسب بتاخیر انداخته تا اینکه این آیه نازل شد، ناچار در غدیر خم آنرا عملی کرد وفرمود : « من کنت مولاه فهذا علی مولاه »، کسانیکه با این امر مخالف بوده اند کافر نبوده اند زیراکفار در مقابله با اسلام بودند و در جنگ های مختلف شکست خورده دیگر چنین خطری از ناحیه آنها اسلام را تهدید نمی کرد واگر مسئله ای هم بوجود می آمد مسلمین در مقابل آنها وحدت داشته وخطر را برطرف می کردند.بلکه این خطر از ناحیه خود مسلمین بوده است. چونکه دگرگون ساختن اوضاع وخنثی کردن زحمات رسول خدا (ص) وقتی از ناحیه کفار متصور است که دعوت اسلامی منتشر نشده باشد(37)با توقف کاروان حج صد هزار نفر در غدیر خم گرد هم آمدندو وحضرت محمد صلی الله علیه وآله چنین فرمود:
حمد وثنا مخصوص خداست، از او یاری میطلبم وبه او ایمان داریم وبه او توکل می کنیم. از بدی های خود واعمال ناشایست خود به او پناه میبریم. خدائی که جز او هادی وراهنمائی نیست. هر کس را هدایت نمود گمراه کننده ای برای اونخواهد بود. گواهی می دهم که جز او معبودی نیست . ومحمد صلی الله علیه وآله بنده وپیامبر اوست.هان ای مردم نزدیک است من دعوت حق را لبیک بگویم واز میان شما بروم من مسئولم وشما نیز مسئولیددر باره من چه فکر می کنید؟در این موقع صدای جمعیت به تصدیق بلند شد وگفتند ما گواهی می دهیم که تو رسالت خود را انجام دادی وکوشش نمودی ، خدا تو را پاداش نیک دهد .سپس پیامبر فرمود:
مردم من دو چیز نفیس وگرانمایه در میان شما می گذارم ببینم چگونه با دو یادگار من رفتار می نمائید؟! در این وقت یک نفر بر خاست وبا صدای بلند گفت:منظور از این دوچیز نفیس چیست؟پیامبر (ص) فرمود:یکی کتاب خدا که یک طرف آن دردست خدا وطرف دیگر آن در دست شما است. ودیگری عترت واهل بیت من. خداوند بمن خبر داده که این دو یادگار هرگز از هم جدا نخواهند شد. هان ای مردم : بر قرآن وعترت من پیشی نگیرید ودر عمل به هردو کوتاهی نورزیدکه هلاک می شوید، در این لحظه دست علی علیه السلام را گرفت وآنقدر بلند کرد که سفیدی زیر بغل هردو برای مرد نمایان گشت واو را بمردم معرفی نمود سپس فرمود:سزاوار تر بر مومنان از خود آنها کیست ؟همگی گفتند: خدا وپیامبر او داناترند. پیامبر فرمود خدا مولای من ، ومن مولای مومنان هستم ومن بر خودشان اولی وسزاوارترم هان ای مردم : هر کس را من مولایم علی مولای اوست.خداوندا کسانی که علی را دوست دارند، آنان را دوست بدار وکسانی که علی را دشمن بدارند دشمن دار.خدایا: یاران علی را یاری کن. دشمنان علی را خوار وذلیل نما واو را محور حق قرار بده(38) آری پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله بدستور خداوند متعال علی علیه السلام را بدین طریق بعنوان جانشین خود به مسلمانان معرفی کرده دستور دادند خیمه ای برای حضرت علی (ع) روبری خیمه خودشان بر پا کنندوامر فرمودند:مردان بروند واین امارت وپادشاهی مومنان را تهنیت گفته . بگویند السلام علیک یا امیر المومنین ، آنگاه فرمودند:زنان که همراه بودند بروند وتبریک بگویند. وکسی که خیلی اظهار شادمانی میکرد عمر بود که گفت: به به از برای تو یا علی گوارا باد ترا گردیدی آقای من و آقای هر مرد مومن وزن مومنه ای(39)
اهمیت این روایت در این است که باوجودیکه چهارده قرن از آن گذشته این واقعه تاریخی را از صدوده صحابی نقل کرده اند(40)ومورخ بزرگ اسلامی «طبری» کتابی بنام« الولایة فی طریق حدیث قدیر»نوشته واین حدیث را از هفتاد وپنج طریق از پیامبر (ص) نقل کرده است(41)//////////// بقلم عماد عظیمی
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(10)ـ فروغ ابدیت ص 259
(11)ـ کتاب شب های پیش آور ص 753
(12)ـ همان مبع ص 814
(13)ـ همان منبع ص 815
(14)ـ همان منبع ص 818
(15)ـ = = ص822
(16)ـ = = ص389
(17)ـ = = ص399
(18)ـ = = ص396
(19)ـ سلیمان بلخی حنفی در ص 202 ینابیع الوده ضمن باب 56 از ذخائر العقبای امام الحرمبن عبدالله شافعی از خلیفه ثانی عمر بن خطاب نقل می نماید که گفت من وابوبکر وابوعبیده جراح وجماعتی خدمت رسول خدا بودیم که دست مبارک برشانه علی زد وفرمود: یا علی انت اول المومنین ایما واولهم اسلاما وانت منی بمنزلة هارون من موسی (شب های پیش آور ص 396)
(20)ـ کتاب شب های پیش آور ص 317 و318
(21)ـ فروغ ابدیت ص 459
(22)ـ فروغ ابدیت ص 460
(23) ـ فروغ ابدیت ص524
(24) ـ کتاب شخصیت فاطمه زهرا س از نظر دوایت اهل تسنن نوشته محمد واصف
(25) ـ منتهی الامال ص161
(26)فروغ ابدیت ص 442
(27)منتهی الامال ص114و115(پاورقی ص114)
(28) ـ فروغ ابدیت ص136
(29) ـ همان منبع ص 139
(30) ـ منتهی الامال ص176
(31) ـ تاریخ طبری جلد 2 ص300(فروغ ابدیت ص 249)
(32)فروغ ابدیت ص 249)
(33)تاریخ طبری ج 2 ص 494 سیره ابن هاشم ج 3 ص349 (فروغ ابدیت ص252)
(34 ) ـ سوره مائده آیه 67
(35) ـ تفسیر المیزان ج 11ص 81
(36) ـ ======= ج11 ص82
(37) ـ =======ج 11ص78
(38) ـ فروغ ابدیت ص474
(39) ـ منتهی الامال ص118
(40 ) ، (41) ـ فروغ ابدیت ص477
گنجینه اردستان وزواره...
ما را در سایت گنجینه اردستان وزواره دنبال میکنید
برچسب: عیدغدیر,عیدغدیر 95,عیدغدیر چه روزی است,عیدغدیرخم چه روزی است,عیدغدیرخم چیست,عید غدیر خم,عید غدیر اس ام اس,مولودی عید غدیر,عیدغدیر,شعر,نقاشی عید غدیر, نویسنده: بازدید: 115