داستان هاي واقعي از مردم زواره

خرید بک لینک

داستان هاي واقعي از مردم زواره

آقا امدند:

يكي از دوستان داستان جالبي از موقع جان سپردن حاج حبيب عاصمي(حاج حبيب ملا حسين) بيان ميكرد بايد اشاره شود كه حاج حبيب در مراسم تعزيه در نقش امام ومسلم تعزيه خواني مي كرد وبخاطر صداي خوب او وهنر نمائي هاي ديگر مورد توجه مردم زواره بود . از او اجازه درج آنرا در اينترنت گرفتم .گفت من نقل قول شنيده ام كه آقاي علي ايزدي چنين گفته وبهتر است از خود آقاي ايزدي سئوال كني ،با توجه به اينكه روز عاشوراي حسيني بود .بعد از ظهر در حسينيه بزرگ زواره آقاي ايزدي را ديدم واز ايشان خواستم كه سرگذشت را از زبان خودش بشنوم.گفتند:

در بيمارستاني در اصفهان بستري شدم كه حاج حبيب عاصمي هم درسي سي يو بستري بود وپرستار مربوطه اطلاع داشت كه ما دونفر زواره اي هستيم.پرستار گفت با وجوديكه طبق دستور پزشكان آقاي عاصمي نبايد حركت مي كرد ديدم در حال بلند شدن است.رفتم جلو كه مانع بلند شدن او شوم در حاليكه بلند مي شد گفت آقا امدند وگفت السلام عليك يا ابا عبدالله (ع) وجان به جان آفرين تسليم كرد روحش شاد

گنجینه اردستان وزواره...

ما را در سایت گنجینه اردستان وزواره دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 86 تاريخ: جمعه 7 آبان 1395 ساعت: 11:15

صفحه بندی