جنيان وسرعت انتقال ا شياء
قرآن مي فرمايد:وقتي هد هد براي حضرت سليمان عليه السلام خبر آوردكه يك خانمي با اين خصوصياتدر قوم سبا هست،حضرت فرمودند چه كسي مي تواند تخت او را اين جا بياورد؟دوكس بلندشدند يكي عفريت جن وديگري جناب حضرت عاصف بن برخيا.عفريت يعني شرور ،معلوم مي شوديكي از جنيان شرور در خدمت حضرت بوده وحضرت او را اسير كرده بودند واز اين طريق نقش ايمان را در اسير كردن جنيان شرور به ما مي نمايانند.آيا شياطين بايد سر به سر ما بگذارند يا ما بايد كاري كنيم كه انها تحت قدرت ما باشند؟ قرآن مي فرمايد«قَالَ عِفريتُ من الجن انا آتيك به قبل ان تقوم من مقامك واني عليه اقوي امين» نمل 39 عفريت جن گفت:من مي توانم تخت خانم را قبل از آن كه از جايتان بلند شويدوجلسه تمام بياورم،پس معلوم مي شودجنيان چنين تواني دارند،منتها توانايي آنهادر زمان انجام مي گيردوبه همين جهت گفت:قبل از اين كه جلسه تان تمام شود آن تخت را مي آورم.در حالي كه عاصف بن برخيا عرض كردقبل از آن كه چشمت بهم بخورد مي آورم.يعني كار عاصف در بي زماني ودر عالمي فوق عالم ماده صورت مي گيرد.
عرض بنده آن است كه اين آيه نشان مي دهد جنيان مي توانند با سرعت زياد چيزي را جا به جاكنند.حتي شنيده ايد كه گاهي مي گويند چيزهايمان كه گم شده،جني ها برده اند،دروغ نيست،البته بعضي ها خودشان يادشان مي رود چيزشان را كجا گذاشته اند،بيخودي گردن جني ها مي گذارند اما بالاخره جني ها مي توانند اين كار را بكنند.
اخيراً خواهري فريب خانمي را خورده بود كه كار هاي غير عادي انجام مي داد وبه اوگفته بود مي خواهم شما را با امام زمان عليه السلام آشنا بكنم.او را به جمكران مي برد ومي گفت به من دستور داده اند بايد با پاي برهنه دور مسجد جمكران بدويم.اين خانم مي گفت در مسيري كه از اصفهان به طرف قم مي رفتيم يك مرتبه همان طور كه پهلوي من نشسته بود لباسش عوض شد.بنده عرض كردماين با جني ها ارتباط دارد .ابتدا نمي پذيرفت واين كار ها را حمل بر كرامت مي كرد،مي گفت مثلاً همان طور كه داخل اطاق ايستاده يك دفعه چادرش عوض مي شود،يا براي ما ميوه تازه مي آوردكه مثلش در بازار نيست.مي گفت: كفش هايمان گم شد،بعد از چند روز گفت:كفش ها زير مبل خانه مادرتان است.بنده بر اساس همان كاري كه عفريت جن انجام داده عرض كردم با جنيان ارتباط دارد وهيچ كرامتي هم در كار نيست، به او بي محلي كنيد وگرنه پاي جنيان را خودتان در زندگي تان باز مي كنيد.
جادو گر واقعي با رياضت هاي سخت،پدر خود را در مي آورند تا با جنيان مرتبط شوند تا آن ها خبر هاي نميه كاره وبه درد نخور را براي آن ها بياورند وشما را به خودشان مشغول كنند.شما از خود نمي پرسيد اگر اين جادوگران كاري مي توانستند بكنند،چرا اول براي خودشان نمي كردند،چرا اكثر آن ها فقير وبدبخت اند؟
با دقت در آيه 102 سوره بقره كه عرض شد در مورد جادگران مي فرمايد:«وَمَا هٌُم بِضارينَ بِهِ مِن احَدٍ» ،آنها هر گز نمي توانندضرر بزنند«اِلا بِاذنِ الله» مگر اينكه خدا بخواهد.زيرا اين سنت خدا است كه آدم هاي نادان تنبيه شوند.حال سنت تنبه آدم نادان صورت هاي مختلف دارد،يك صورتش اين است كه ماشين به او مي زند،يا دزد اموال او را مي برد.يكي از صورت هاي تنبيه خدا اين است كه با مسئول اداره اش در گير مي شود واو حقوقش را كم مي كند،يكي هم اين كه از طريق جادوگران ضربه مي خورد.پس يكي از راه هايي كه خدا آدم ها را تنبيه مي كند از طريق جادوگر است،نه اينكه جادوگر همه كاره است وهر كاري خواست مي تواند بكند.مگر دزد همه كاره است ،چرا دزد به دلش مي افتد اين ماشين را ببرد،چرا ماشين ديگري را نمي برد؟اين ها همه روي حساب است وهمه در مسيري كه خداوند اذن بدهد انجام مي شود،واذن خدا هم بي حكمت نيست.شما مي بينيد اين ماشين جلوي فلاني كه رسيد ترمزش بريد.بنده در موردي كه در فكر بودم اين بنده چه طوري از موقعيتي كه براي خود ايجاد كرده نجات پيدا مي كند،خبر دار شدم تصادف كرده است، چون فهميدم خداوند در عين تنبيهي كه به او كرده شرايط نجات او را از آن موقعت فراهم نموده است خيليخوشحال شدم.آن تصادف،ظاهرش تصادف بود ولي باطنش تنيبه خداوند بود وبه اذن او هم انجام شد.حالا آن راننده چه كاره است كه بايد سبب اين تصادف شود واز آن طريق تنبيه شود،آن هم حكمت خاص خود را دارد.زيرا بالاخره دنيا آنچنان است كه«وَمَا تَسقُطُ مِن وَرَقَةٍالا يَعلَمُهَا»ا نعام 59 يك برگ فرو نمي افتد مگر آن كه خدا از آن آگاه است.
پس يكي از راه هايي كه خداوند براي بعضي ها عنوان تنبيه قرار داد از طريق جادوگران وجنيان است.البته اين ها آزاد نيستند كه بتوانند هر بلايي سر هر كس بياورند،درست است قدرت ما به جنيان نمي رسد،اما قدرت خدا به آن ها مي رسد.پس نبايد خودمان را در مقابل قدرت جادوگران دست بسته بدانيم وفكر خداوند سرنوشت ما را در دست آن ها قرار مي دهد.يكي بگويد نكند فلاني براي من جادو مي كند،مگر دست خودش است!اگر خدا مصلحت بداند وزمينه را با بي ايماني خود فراهم كرده باشيم،طبق مصلحت الهي ،خداوند از آن طريق ما را تنبيه مي كند،راه نجات هم برگشت به بندگي خداست وراضي بودن به آنچه خداوند براي ما مقدر كرده است.اگر بنا نيست خدا مرا تنبيه كند،هيچ جادوگري نمي تواند كاري بكند، خودتان شنيده ايد كه جادوگران مي گويند فلاني ضد جادو است.نه،او ضد جادو نيست،به جادوگران بايد گفت:شما فكر مي كنيد آنجايي كه جادو مي كنيد،جادو بود كه اثر كرد ما خودمان با آرزوهاي دنيايي زمينه ي تاثير جادوي شما را فراهم كرديم.
آري خداوند مي فرمايد: شيطان وقبيله ي او شما را مي بينند وشما آن ها را نمي بينيد«...اِنَّهُ يَرَاكُم هُوَ مِن حَيثُ لا تَرَونَهُم...» ولي با اينكه مي فرمايد آن ها شما را مي بينند،در جاي ديگر ما را متوجه مي كنند نه تنها وسعت ديد آن ها محدود است وبه عمق عقل ها وقلب ها دسترسي ندارند.حتي به حريم مادي اولياء الهي نيز نمي توانند وارد شوند.
قرآن مي فرمايد:« فَلَمَّا قَضَيْنَا عَلَيْهِ الْمَوْتَ مَا دَلَّهُمْ عَلَى مَوْتِهِ إِلَّا دَابَّةُ الْأَرْضِ تَأْكُلُ مِنْسَأَتَهُ فَلَمَّا خَرَّ تَبَيَّنَتِ الْجِنُّ أَنْ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ الْغَيْبَ مَا لَبِثُوا فِي الْعَذَابِ الْمُهِينِ»سبا 14
پس چون مرگ را بر او مقرر داشتيم جز جنبنده اى خاكى [=موريانه] كه عصاى او را [به تدريج] مى خورد [آدميان را] از مرگ او آگاه نگردانيد پس چون [سليمان] فرو افتاد براى جنيان روشن گرديد كه اگر غيب مى دانستند در آن عذاب خفت آور [باقى] نمى ماندند .
از آيه فوق بر مي آيد كه اگر ما اجازه ي ورود به جنيان ندهيم از بسياري از احوالات وافكار ما غافل اند ومي توان با وارد شدن در قلعه ي شريعت الهي از تيرس حيله هاي آن ها به دور بود اين طور نيست كه فكر كنيم حال كه آن ها ما را مي بينند وما آن ها را نمي بينيم آن ها اجازه داشته باشند به راحتي وارد حريم شخصي ما شوند وبا ما مقابله نمايند.
جالب است كه جنيان طبق آيه ي فوق اقرار مي كنند كه«لَّو كَانُوا يَعلَمُونَ الغَيبَ مَالَبِثُوافِي العَذَابِ المُهِينِ» اگر از غيب آگاهي داشتيم در عذاب خوار كننده گرفتار نمي مانديم.اين مي رساند كه اولاً ،اين ها جنيان شروري بوده اند كه حضرت سليمان عليه السلام آن ها را در اسارت خود در آورده بودند.ثاتياً،با همه زرنگي كه داشته اند نفهميدهد حضرت سليمان عليه السلام رحلت كرده اند.
لازم است در رابطه با نقش جادوگران ،سخن خدا را يك اصل بگيريم كه مي فرمايد:«وَمَا هَم بِضَآرَّينَبِهِ مِن اَحَدٍاله بِاذنِ الله» هيچ جادوگري،هيچ ضرري به كسي نمي تواند برساند،مگر به اذن خدا. پس اشكال در ماست كه زمينه تاثير شيطان را در خود فراهم مي كنيم
در ادامه «سحر وبي نتيجه بودن آن »را مطالعه خواهيئد كرد.
گنجینه اردستان وزواره...ما را در سایت گنجینه اردستان وزواره دنبال میکنید
برچسب: جایگاه جنین در رحم,جایگاه جنین در بدن مادر,جایگاه جنین در شکم مادر,جایگاه جنگ سایبری,جایگاه جن,جایگاه جن کجاست,جایگاه جن در عالم,جایگاه جنین در شکم,جایگاه جنین,جایگاه جنین پسر در رحم, نویسنده: بازدید: 94